برای بیش از یک سده، فلسفه ایده آلیستی را اغلب به مثابه بیراهه ای سده نوزدهمی مردود شمرده اند ــ ظاهراً به مثابه فلسفه ای واپسگرایانه که در مواجهه با جهانی که به سرعت سکولار می شود در دین به دنبال تسلّی می گردد. اما براساس ارزیابی هایی از این دست، دشوار است درک اینکه احتمالاً چه چیزی باعث شده است فیلسوف ـ نظریه پردازِ ادبی، فریدریش شْلِگِل، در اواخر سده هجدهم، در یکسو، فلسفة ایده آلیستیِ معاصرِ خودش، یوهان گوتلیب فیشته، را با انقلاب فرانسه مرتبط بداند، و در سوی دیگر، رمانِ انقلابیِ گوته تحت عنوان سال های شاگردی ویلهلم مایستر را «بزرگترین گرایش زمانه» بداند. از لحاظِ سیاسی، با دگرگونی ای که کارل مارکس در «ایده آلیسمِ مطلقِ» هگل ایجاد کرد، «ماتریالیسم» جایگزینِ ایده آلیسم شد، از لحاظ فلسفی نیز آموزه هایِ ضد ـ ایده آلیستیِ گوناگون در سده بیستم جایگزینِ ایده آلیسم شدند. اما ایده آلیسم همچنان مدافعانِ خودش را دارد، اخیراً یکی از آن ها، با مدعایِ «ایده آلیسم به مثابه مدرنیسم»، به طورِ اساسی ارزیابیِ فریدریش شلگل را احیاء کرده است. از این منظر، فلسفه ایده آلیستی، مانند انقلاب فرانسه و ادبیات مدرن، مشخصاً بر ایده مدرنِ آزادیِ انسان مبتنی است. در ادامه برخی از پیامدها برای اندیشه سیاسی را مورد بحث قرار میدهیم که در اندیشة سه ایده آلیست برجستة اواخر سده 18م و اوایل سده 19م، ایمانوئل کانت، یوهان گوتلیب فیشته، و هگل، می توان یافت.
ایده آلیسم آلمانی (راهنمای آکسفورد در تاریخ فلسفه سیاسی)
نویسنده: پل ردینگ
مترجم: بهنام جودی
ناشر: قصیده سرا, هزاره سوم اندیشه
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1403
موضوع: علوم سیاسی
تعداد صفحات: 80
قطع: پالتویی
جلد: شومیز
موجود
- مشاهده سبد خرید شما نمی توانید "بحران در آگاهی اروپایی (جلد دوم)" دیگری به سبدخرید خود اضافه نمایید.














