ما تاریخ را غالباً با نام شاهان، جنگها و مرزها به خاطر میسپاریم؛ اما اختراع دیروز روایتی متفاوت دارد، روایتی که نشان میدهد چگونه ایدهها و اختراعات ذهنی، بذر تمدن را کاشتند و مسیر آینده را شکل دادند.
در اختراع دیروز، تمیم انصاری ما را به سفری میبرد که از آتش آغاز میشود؛ آن لحظهی آغازین که انسانهای نخستین گرد شعلهای نشستند و ناگهان «ما» معنا یافت. او از آن نقطه، ردی را دنبال میکند که به اختراع قصه، خط، قانون، نهاد، آیینه و زمان اجتماعی ختم میشود.
هر فصل این کتاب، داستان اختراعی است که پیشزمینهی یک انقلاب در هستی انسان بوده است. مثلاً در یکی از روایتهای خیرهکننده، انصاری از دیوار چین میگوید؛ سازهای که برای جلوگیری از هجوم بیاباننشینان ساخته شد، اما ناخواسته سبب راندهشدن همین مردمان به سوی غرب شد. این کوچ اجباری، زنجیرهای از مهاجرتهای گسترده به اروپا را کلید زد، که سرانجامش، فروریختن امپراتوری روم بود. به بیان دیگر، تصمیمی دفاعی در خاور دور، بیآنکه کسی بداند، دستور تاریخی سقوط غرب را نوشت.
کتاب از ما میپرسد:
چگونه تقویم، انسان را از طبیعت جدا و به زمان اجتماعی وابسته کرد؟
چگونه خط، حافظهای ساخت که از عمر یک نسل فراتر رفت؟
چگونه آیینهها، انسان را با خودِ خویش بیگانه و آگاه ساختند؟
و چگونه نهادهایی همچون «دولت»، «دین» یا «پول» نه کشف، بلکه اختراع شدند؟
اختراع دیروز نهتنها تاریخ را از نو روایت میکند، بلکه نشان میدهد که واقعیت اطراف ما تا چه حد محصول قراردادها، قصهها، و تخیلات مشترک است. کتابی برای آنان که میخواهند به ریشهی چیزها فکر کنند. برای آنان که میخواهند بدانند چگونه ذهن انسان، جهان را ساخت.












