«اتوپیا اعتراضی است حقوقی و فکری علیه دیکتاتوری امر واقع، دعوی باید باشدی که موجب پارگی ناگهانی در تار و پود “بودن” می شود… اتوپیا امکانی است برای اندیشیدن به آن سوی تاریخ، آن سوی زندگی حاضر. اتوپیا تبعید است، حرکت مطلق جدایی، دورافتادگی.
اتوپیا هجرت است، خروج است، حرکت پی ریزی های بنیادین. اتوپیا قیام علیه تاریخی است که به سرنوشت بدل گشته است… درنتیجه بهتر آن است که میان دو نوع اتوپیا تمایز قایل شویم: اتوپیای امور و اتوپیای ارزش ها. بن بست تمامیت خواهانه ای که بسیاری از اتوپیاهای قدیمی در آن درمی غلطند از آنجا ناشی می شود که آن ها ادعای تعین بخشیدن اعمال و وقایع را دارند درحالی که می بایست به تعیین ارزشها بسنده می کردند… اما طرد اتوپیای امور نباید به انکار نفس اتوپیا منجر شود. مسئله، درک شرایط امکان زندگی انسانی به گونه ای خودجوش بر روی زمین است و در عین حال فرجامی که تاریخ می بایست به سمتش میل کند…»

