اصطلاحِ «لیبرالیسم» محصول سده نوزدهم است، اما فقط ملانقطیترین تاریخنویسان استفاده این اصطلاح را به آن دوره محدود میکنند. تا سده نوزدهم، دیوید هیوم و فایدهگرایان شرح های سنتی از حقوق و قرارداد را تضعیف کرده بودند و «لیبرالیسم» عمدتاً یک شیوة اصلاح کننده اقتصادِ سیاسی معنا میداد. لیبرال های سده نوزدهم بیشتر وارث آدام اسمیت بودند تا جان لاک، و از این نظر اصطلاح «لیبرالیسم» پس از تحول لیبرالیسمِ حقوق طبیعی «کلاسیک» استفاده شده است. دو الگو به شکل دادنِ تفسیر تاریخی سده هفدهم گرایش داشته اند. فرض بر این است که «لیبرالیسم اولیه» دشمن پیروز بر الهیات سیاسی مسیحی یا جمهوری خواهی باستانی است. این کتاب مبانی نظری لیبرالیسم را آشکار میکند: یعنی تعهد به حاکمیت انحصاری؛ اعتقاد به مصنوع بودن نظم سیاسی؛ فردگرایی اتمیستی؛ تعهد به برابری طبیعی و حاکمیت مردمی؛ استقرار زبان قانونیِ حقوق و قرارداد؛ ارجحیت دادن به ثبات به عنوان هدف اصلی سیاست.












