پس از تغييرات ساختاري گسترده بازارجهاني نفت و تحرکات کشورهاي عضو اوپک در تعيين قيمت نفت در دهه 1970 و اوايل دهه 1980، کاهش تقاضاي جهاني نفت که با افزايش توليد نفت در مناطقي خارج از جغرافياي کشورهاي عضو اوپک همراه شده بود، کشورهاي عضو را مجبور به پذيرش نظام سهميهبندي توليد نمود و در اين چارچوب، توليد تاريخي و حجم ذخائر نفتي، به عنوان معيارهایي براي تعيين سهميه هر کشور، در نظر گرفته شدند.
اما در مورد حجم ذخائر و تشکيک در مورد اعلام ذخائر اعضاي اين سازمان، مطالعات اندک و انگشتشماري در جهان انجام شده است. اين مطلب، عليرغم اهميت نفتخام و فرآوردههاي نفتي در اقتصاد جهاني است و به نظر ميرسد چشمپوشي عالمانه و عامدانهاي در مورد بررسي صحت و سقم اعلام افزايش ذخائر اعضاي اوپک در ميان کشورهاي بزرگ مصرفکننده انرژي جهان وجود دارد، زيرا با وجود حجم ذخائر عظيم اعلام شده موجود، برنامههاي گسترده کشورهاي توسعهيافته و مصرفکنندگان بزرگ انرژي جهان به منظور استخراج نفت و گاز از ذخائر غيرمتعارف و نيز توسعه استفاده از انرژيهاي تجديدپزير، ميتواند شاهدي باشد بر اين ادعا که سياستگذاران و تصميمسازان اين کشورها، به واهي بودن حجم ذخائر اعلام شده کشورهاي عضو اوپک ايمان دارند که اين مسئله ميتواند آينده اقتصاد کشورهاي صادرکننده نفت را در هالهاي از ابهام قرار دهد.
کتاب حاضر به دنبال آن است که حداقل، بذر ترديد را در مورد اعلامهاي پياپي و رقابتآلود اعضاي اوپک بيفشاند و فتح بابي باشد بر مطالعات و پژوهشهای آتي در اين زمینه.











